و در نهایت:
برکناری مدیر رادیو جوان پس از حجم وسیعی از انتقادات و نفوذ نوعی ابتذال و هجو در برنامه های این شبکه رادیویی در شرایطی صورت می گیرد که هزینه های هنگفتی طی این مدت به بار آورده است.
پس از دو سال تلاش برای متفاوت بودن، متفاوت اندیشیدن و بها دادن به مخاطب، دکتر شهرام گیل آبادی مزد خود را چنین گرفت...
شناسنامه کاری شهرام گیل آبادی به خوبی تعهد کاری او را به رخ مخالفینش می کشد...
طی دوره حدودا دوساله ای که تصدی گری شبکه سراسری جوان را بر عهده داشت در عرصه جذب مخاطب بسیار مؤثر بود...
دوره کوتاهی گیل آبادی را شناختم آن هم دورادور، اما در همین مدت از اون آموختم که چگونه جوانی کنم، چگونه از لحظه لحظه عمر لذت ببرم، آموختم که باید به مخاطب ارج نهاد و ذیق وقت هم نباید بهانه فاصله گرفتن از مخاطب شود...
آموختم که حرف دیگران نباید باعث دست کشیدن از اهداف والای انسانی شود...
نباید کج اندیشی دیگران باعث کوتاهی و دزدی از کار شود، حتی اگر برای این صداقت در کار، انسان مجبور به پرداخت بهای سنگینی شود...
در یک کلام آموختم چگونه فیروزه ای باشم...
همه یک روز برای یک سمت انتخاب می شوند و دیر یا زود باید آن سمت را ترک کنند، ولی چیزی که باقی می ماند آثار افراد است...
آثار افراد است که آنها را جاودانه می کند...
امروز هم اگر دکتر فیروزه ای رادیو جوان از این شبکه پرطرفدار کوچ کرده است، می توان دید که آثاری که از خود به جای گذاشته است تا همیشه در یاد و خاطره دوستداران فرکانس برتر رسانه زندگی جاودانه اش می دارند...
برای دکتر پارازیتی خود توفیق روز افزون در اداره کل نمایش رادیو، و برای مدیر جدید شبکه رادیویی جوان موفقیت را آرزومندم...

و حرف آخر:
به فکر ماندن نباش...
سه نقطه...
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 19 توسط آی کیو |
با شنیدن این نام یاد مرحوم کافه تیتری می افتم که حسرت یک بار رفتن به آنجا بر دلم ماند...
از این که بگذریم این نام چنین می نماید که محل مذکور کافه ایست که در آن در باب اخبار سخن رانده می شود و چون از جنس مجازی است چنین برداشت می شود که وبسایت یا وبلاگی خبری باشد...
بله این آدرس در ابتدا بنا بود وبلاگی خبری را برای نویسنده باز کند ولی بنا به دلایلی این امر محقق نشد و مالک این دامین اندیشه ای کرد و تصمیم گرفت یک وبلاگ گروهی راه اندازی کند تا کسانی را که مشتاق نوشتن هستند گرد هم آورد...
اما با وجود تفاوت هایی که این کافه با کافه های حقیقی دارد دو شباهت عمده هم دارد:
1- در کافه ورود و ابراز عقیده برای هر شخص آزاد است. در اینجا هم هر کسی تمایل دارد می تواند اعلام آمادگی کند و بنویسد.
2- در کافه کسی موضوع مباحث را محدود نمی کند. به عبارت دیگر هر کس در کافه می تواند درباره هر موضوعی و از هر موضعی بخواهد داد سخن سر دهد، اینجا نیز...
پس به قول تازه وارد پارازیت منتظر شما هستم در:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9 توسط آی کیو |


